تولد

اگر ما برای صدور مفاهیم انقلاب، همین جزوه‌ها و کتابها را منتشر بکنیم، کار کمی نکرده‌ایم؛ کار زیادی انجام گرفته است. "امام خامنه ای"

تولد

اگر ما برای صدور مفاهیم انقلاب، همین جزوه‌ها و کتابها را منتشر بکنیم، کار کمی نکرده‌ایم؛ کار زیادی انجام گرفته است. "امام خامنه ای"



گاهى یک شبهاتى مطرح میکنند، مغالطههائى میکنند - مغالطهى بىطرف بودن علم، که آقا علم را با سیاست مخلوط نکنید؛ علم بىطرف است! بله، علم در مرحلهى کشف حقایق، بىطرف است؛ دانش وقتى میخواهد یک حقیقتى از حقایق عالم هستى را، چه حقایق مادى، چه حقایق غیرمادى را کشف کند، طبعاً با پیشداورى نمیتواند؛ باید برود و کشف کند؛ اینجا علم بىطرف است؛ اما علم وقتى میخواهد در خدمت یک جهتگیرى قرار بگیرد، به هیچ وجه بىطرف نیست. امروز در دنیا هم اینجور نیست. همان کسانى که گاهى سر جمهورى اسلامى و سر مجموعهى متدین دانشگاهى کشور داد میکشند که آقا علم را سیاسى کردید، علم را جهتدار کردید، خودشان علم را در خدمت استعمار قرار دادند، در خدمت سلطهى بر ملتها قرار دادند، در خدمت به زنجیر کشیدن کشورها قرار دادند. استعمار با علم به وجود آمد؛ اگر علم نداشتند، نمیتوانستند این همه کشورها را استعمار کنند، این همه تسلیحات را در دنیا انباشته کنند. این تعداد عظیم جنگهائى را که غربىها، اروپائىها و بعد آمریکا بر دنیا و بر ملتها تحمیل کردند، این همه انسانى که در این راهها کشته شد؛ از نقاط دور آسیا بگیرید، تا آفریقا، تا آمریکاى لاتین - چه کردند اینها؟ - با علم این کارها را کردند. علم در خدمت ظلم قرار گرفت، در خدمت استکبار قرار گرفت، در خدمت سلطهگرى قرار گرفت؛ چرا در خدمت عدل قرار نگیرد؟ چرا در خدمت ارزشها قرار نگیرد؟ چرا در خدمت گسترش پیام اسلام - که پیام آزادى انسانهاست، پیام سعادت انسانهاست - قرار نگیرد؟

امام خامنه ای-دیدار با اساتید دانشگاه ها-91/5/25

  • tavalod.blog.ir

خب، ما در دیدارهاى دانشجوها معمولاً مطالباتى را مطرح میکنیم؛ آیا این پرتوقعى است؟ این یک سؤال است. اگر انسان مجموعه‌ى عرایضى را که من در دیدارهاى دانشجوئى، چه در ماه رمضان‌ها، چه در دانشگاه‌هائى که من در شهرستانها یا در تهران شرکت کردم، جمع کند، یک فهرست طولانى از مطالبات این حقیر از مجموعه‌ى دانشجویان به وجود مى‌آید. ممکن است کسى بگوید آقا اینها پرتوقعى است. من عقیده ندارم پرتوقعى است. چرا؟ توجه به نیروى متراکم در دانشگاه، گمان پرتوقعى را نفى میکند. اگر چنانچه شما از یک جوان ورزشکارِ پرنشاطِ نیرومندى بخواهید یک بار سنگینى را از یک جائى بردارد، به یک جاى دیگرى بگذارد، این به‌هیچ‌وجه توقع زیادى نیست. بله، اگر چنانچه فرتوت باشد، پیر باشد، ضعیف باشد، لاغر باشد، نمیشود توقع داشت؛ اما وقتى تواناست، خب بکند. دانشگاه یک محیط تراکم نیرو است؛ این نیروها ناشى از دو عنصر اصلى است: یکى اصل جوانى است، که من عقیده‌ام این است خیلى از جوانها خودشان قدر نیروى جوانى را نمیدانند؛ یعنى هنوز کشف نکردند توانائى بى‌حد و حصرى را که در محیط جوان وجود دارد. جوانى یک سرچشمه‌ى فیاضِ تمام‌نشدنى از نیرو است. عنصر دوم، خود مسئله‌ى علم و دانش و دانشجوئى است. خود دانشجوئى به انسان توان میدهد. توجه به علم، توجه به دانش، خودش توان‌افزا و توان‌آفرین است. البته بر این دو عنصر اضافه کنیم فضائى را که انقلاب به وجود آورد؛ و اگر بخواهیم با نگاه حداقلى نگاه کنیم، انقلاب این فضا را در محیطهاى جوان و محیطهاى دانشجوئى، حداقل تشدید و مضاعف کرد. یعنى حالت نشاط، سرزندگى، دورى از دلمردگى، اعتماد به نفس، در محیط دانشجوئى زیاد است. بنابراین ما هرچه از دانشجوها توقع داشته باشیم، کارهاى سخت را از آنها بخواهیم، متوجه آنها بکنیم، توقعات ارائه بدهیم، به نظر من پرتوقعى نیست. کارهاى زیادى میشود انجام داد. ما یک جریان سیّال و نیروى تمام‌نشدنى‌اى داریم که اگر چنانچه این نیرو آزاد شود و هدایت شود، میتواند کشور را به طور کامل آباد کند.

امام خامنه ای-91/5/16-دیدار با دانشجو ها

  • tavalod.blog.ir

امروز هیچ کس نمیتواند منکر شود که جهان در حال عبور و گذار به سمت یک مرحلهى تازه است؛ این را دارید مشاهده میکنید.

وضعیتى که امروز در دنیا هست، وضعیت تحول است. اوضاع جهان در حال تبدیل به یک شکل جدید و هندسهى جدید است.

منکر هم نمیتوان شد که کشور ما در این تحول، در این ماجرا، در این داستان طولانى، یک جایگاه ویژهاى دارد. ما در این قضیه، یک تماشاچى نیستیم، یک عنصر برکنار نیستیم؛ کشور ما یک جایگاه ویژهاى دارد.

بنابراین وضع دنیا که در آستانهى یک تحول یا در حال یک تحول است، قابل انکار نیست؛ موقعیت ویژهى کشور هم قابل انکار نیست. حالا اینجا یک سؤالى مطرح میشود. سؤال این است که آیا دانشگاه کشور - و نیز البته حوزهى علمیه - در قبال این حوادثى که در دنیا دارد اتفاق مىافتد، مسئولیتى دارد یا نه؟ من میخواهم شما اساتید محترم، دانشمندان محترم، نخبگان بزرگ کشور، این را مورد توجه قرار دهید. آیا در یک چنین شرائط به این اهمیت و حساسیت، دانشگاه یا حوزه میتوانند براى خودشان یک مسئولیتى تعریف نکنند و نقش تماشاچى داشته باشند؟ چه برسد به اینکه خداى نکرده بخواهند نقشى در حمایت از جبههى مقابلِ جبههى حق به عهده بگیرند.

آنچه که به نظرم میرسد لازم است، این است که دانشگاههاى کشور و حوزههاى علمیهى کشور در این شرائط، مسئولیت سنگینى دارند. کار توفیق ملت ایران و کشور ایران در این برههى بسیار مهم و حساس تاریخى، در درجهى اول بر دوش دانشمندان است. اگر در درجهى اول هم نگوئیم، یقیناً یکى از عناصر رتبهى اول و صف اول براى تأثیرگذارى در این تحولات، دانشگاهها هستند. دانشگاه میتواند کارى کند که کشور و ملت و تاریخ ما در این تحول برنده باشد؛ میتواند هم خداى نکرده کارى کند که نه، برنده نباشد. به نظر من دانشگاه در این زمینه مسئولیت بسیار حساس و بزرگى دارد.

امام خامنه ای -دیدار با اساتید دانشگاه ها-91/5/25


  • tavalod.blog.ir

یک مغالطهى دیگر - که حالا من نمیخواهم دیگر خیلى تفصیل بدهم - تقسیم دستگاه علمى کشور به دولتى و غیر دولتى است؛ یعنى تشکل دولتى، دانشجوى دولتى، استاد دولتى، به عنوان یک دشنام مطرح شد! انسان مىبیند که دیگران اینها را مطرح میکنند، در داخل هم بازتاب میدهند. من معتقدم این دشنام نیست؛ این افتخار است. دانشجوئى که از حکومت خود، از نظام خود - که یک نظام الهى است، یک نظام اسلامى است - حمایت میکند، تشکلى که به این نظام کمک میکند، استادى که به عنوان یک پایهى فکرى به نظام اسلامى کمک میکند، باید افتخار کند. آنچه که واقعاً دشنام است، عبارت از این است که استاد ما، دانشجوى ما، تشکل ما در خدمت آمریکا قرار بگیرد، در خدمت صهیونیسم قرار بگیرد؛ این ننگ است. بله، اگر چنانچه کسى متهم شد به این که در خدمت آمریکاست، در خدمت صهیونیسم است، در خدمت مخالفان استقلال کشور و سربلندى کشور است، این حقیقتاً ننگ است؛ این دشنام است. اینکه گفته شود فلان دانشجو دولتى است، فلان استاد دولتى است، فلان تشکل دولتى است، بههیچوجه دشنام نیست، این چیز بدى نیست؛ باید افتخار کنند. بله، دولتى، یعنى مربوط به نظام.

امام خامنه ای-91/5/25

  • tavalod.blog.ir

در مقابل سترون و نازا بودن غرب در برونزائى اندیشههاى نو - که بعد از اومانیسم و مکتبهائى که متکى به اومانیسم هستند و فلسفههاى زائیده و منشأ گرفتهى از اومانیسم غربى، دیگر غرب زایش فکرى نداشته و ایدهى نو براى بشر و حیات انسان ارائه نداده - جمهورى اسلامى داراى زایش فکرى است. ما براى مسائل روحى انسان، براى مسائل اجتماعى انسان، براى مسائل حکومتى انسان، حرفهاى تازهاى داریم. حرف تازه معنایش این نیست که اگر گفته شد، همهى دنیا آن را قبول خواهند کرد؛ معنایش این است که یک جریان جدیدى را در دریاچهى عظیم فکر بشرى به وجود مىآورد؛ موجآفرینى میکند. ما امروز در زمینهى مسائل سیاسى، «مردمسالارى دینى» را عرضه میکنیم؛ در زمینهى مسائل عمومىِ اجتماعى، «ابتناء تمدن بر معنویت» را ارائه میکنیم؛ در زمینههاى گوناگون، «کرامت انسان» را مطرح میکنیم؛ «آمیختگى دین و زندگى» را مطرح میکنیم. اینها حرف نوئى است؛ اینها هیچ وقت در دنیا وجود نداشته؛ حتّى قبل از دوران مادیگرى و اومانیسم غرب و روى کار آمدن اندیشههاى سکولار هم اینجور نبود که دین با زندگى توأم و همراه باشد؛ ابداً. بله، در یک بخشهائى از دنیا روحانیون حکومت داشتند؛ حکومت کلیسا. حالا با تاریخ پیچیده و طولانىاى که اروپا دارد، بین دستگاههاى کلیسائى و حکومتها یک جنگى بود؛ اما به هر حال دستگاههاى کلیسائى هم حکومت داشتند. این معنایش این نبود که زندگى مردم آمیختهى با دین است؛ دین منشأ مقررات و قوانین زندگى براى مردم است؛ بههیچوجه چنین چیزى در غرب وجود نداشته؛ در کشورهاى اسلامى هم هرگز وجود نداشته، جز در صدر اسلام. این حرف نوئى است که امروز ما داریم مطرح میکنیم و میگوئیم دین با زندگى یکى است. زندگى چیست؟ زندگى یعنى سیاست، فعالیت، تجارت، اقتصاد و همه چیز؛ این حرف نوئى است که دارد مطرح میشود.

بیانات امام خامنه ای-91/5/25

  • tavalod.blog.ir

در مسئله‌ى اخلاق، این نکته را هم عرض بکنم - این را بعداً میخواستم عرض کنم؛ چون میترسم وقت بگذرد، جلوتر عرض میکنم؛ زیرا جزو اساسى‌ترین مسائل است - پرهیز از قول به غیر علم، از غیبت، از تهمت. من خواهش میکنم شما جوانهاى عزیز به این مسئله اهتمام بورزید. همین طور که در زمینه‌هاى مختلف اهتمام به طهارت عملى دارید - به نماز اهتمام دارید، به روزه اهتمام دارید، به پرهیز از تعرضهاى جنسى اهتمام دارید - به این مسئله هم اهتمام داشته باشید. اگر چنانچه ما چیزى را به کسى نسبت بدهیم که در او نیست، خب این میشود تهمت. اگر چنانچه چیزى را بگوئیم که به آن علم نداریم؛ مثلاً یک شایعه است - یک نفرى یک حرفى را از قول یکى نقل میکند، ما هم همان را دوباره تکرار میکنیم - خب، این کمک کردن به شایعه است، این شایعه‌پردازى است؛ قول به غیر علم است. قول به غیر علم، خود قولش هم اشکال دارد، عمل کردن به آن امر غیر معلوم و بدون علم هم اشکال دارد؛ «و لا تقف ما لیس لک به علم».(4) «لا تقف»، یعنى چیزى را که علم به آن ندارى، دنبال نکن، دنبال نرو. دنبال کردن، هم در زمینه‌ى عمل هست، هم در زمینه‌ى گفتار هست. وقتى شما یک چیزى را گفتید که به آن علم ندارید، این هم اختفاء امرى است که انسان به آن علم ندارد. لذا دنبالش میفرماید: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولا». رقابت بر سر پست و مقام. خب، در یک دوره‌اى دانشجوهاى تشکلهاى اسلامى و ارزشى منزوى بودند؛ مسئله‌ى پست و مقام و احیاناً چرب و شیرین و اینها مطرح نبود، اما حالا گوشه و کنار ممکن است مطرح باشد؛ لذا مراقب باشید. یکى از لغزشگاه‌هاى بزرگ ما انسانها و افراد بشر، همین رقابتهاى بر سر پست و مقام و آبرو و اینهاست، که آدمهاى گردن‌کلفت را گاهى به زمین میکوبد. البته من عقیده‌ام این است که شما جوانها همچنان که در نیروى جسمانى بر ما پیرمردها فائق هستید، در نیروى اراده و توانائىِ تسلط بر نفس هم بهتر از مائید. جوان اگر چنانچه همت کند، انگیزه داشته باشد و بخواهد عمل کند، در زمینه‌هاى معنوى و روحى و مبارزه‌ى با نفس هم از آدمهاى مسن و پابه‌سن‌گذاشته و پیرمردى از قبیل ماها قوى‌تر است و توانائى‌اش بیشتر است. پس میتوانید. 

"امام خامنه ای"

  • tavalod.blog.ir

ما عرض کردیم افسران جوانِ جنگ نرم. اعتقاد من این است - این هیچ تعارف نیست - که در این میدان، شماها افسرید؛ سرباز صفر نیستید. شما جوانید، میدان مبارزه‌ى شما هم میدان جنگ نرم است. امروز خوشبختانه جنگ نظامى نداریم؛ اگر یک وقتى جنگ نظامى هم پیش بیاید، باز پیشقراولهایش جوانهایند. امروز جنگ نرم مطرح است؛ نه امروز، سى سال است مطرح است. در جنگ نرم، آن چیزى که باید مورد توجه باشد، این است: در جنگ نرم و جنگ روانى - که جنگ روانى یکى از بخشهاى جنگ نرم است - هدف دشمن این است که محاسبات طرف مقابل را عوض کند. جنگ نرم مثل جنگ نظامى نیست. در جنگ نظامى هدف دشمن این است که مثلاً بیاید پایگاه طرف مقابل یا کشورِ مورد حمله را نابود کند و از بین ببرد، یا سرزمین را تصرف کند. در جنگ اقتصادى هدف این است که زیرساختهاى اقتصادى را از بین ببرد. در جنگ نرم، هدف این چیزها نیست؛ این چیزها گاهى وسیله است براى آن هدف جنگ نرم. در جنگ نرم، هدف آن چیزى است که در دل شماست، در ذهن شماست، در مغز شماست؛ یعنى اراده‌ى شما. دشمن میخواهد اراده‌ى شما را عوض کند.

امام خامنه ای - دیدار با دانشجویان-91/5/16

  • tavalod.blog.ir

اولاً معرفتهاتان را بالا ببرید. عزیزان من! سقف معرفت خودتان را، سایتهاى سیاسى و اوراق روزنامه‌ها و پرسه زدن در سایتهاى گوناگون قرار ندهید؛ سقف معرفت شما اینها نیست. البته من امروز از این حرفهائى که زدند، حقیقتاً لذت بردم؛ حرفهاى خوب، حرفهاى پخته، تعبیراتِ جاافتاده، جمله‌بندى‌هاى درست؛ این خوشحال‌کننده است. من میخواهم بگویم هرچه میتوانید، اولاً در این بخش کار کنید. سطح معرفت را بالا ببرید. با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهید مطهرى، با نوشتجات فضلاى بزرگى که خوشبختانه امروز در حوزه‌هاى علمیه حضور دارند، آشنا شوید. امروز فضلاى جوانى در حوزه‌هاى علمیه هستند که میتوانند در این قسمت به مجموعه‌ى جوانهاى دانشگاهى یارى بدهند؛ کمااینکه کارهاى خوبى هم دارد انجام میگیرد. سطح معرفت دینى بالا برود؛ این یکى از کارهاست که حتماً لازم است. به نظر من آن کارى که مهم است انجام بگیرد، مطالعات اسلامى است.

نظارت و توجه به اوضاع کشور. نگاه مستفسرانه و دنبالِ پیدا کردن واقعیت، همراه با انتقاد. قبلاً هم عرض کردم که انتقاد هیچ اشکالى ندارد. نگاه منتقدانه هیچ اشکالى ندارد، منتها انتقاد درست؛ بى‌انصافى نشود. آدم گاهى مى‌بیند در بعضى از انتقادها، بى‌انصافى میشود. حالا شما یک خرده تندید و جوان هم هستید و آدم خیلى هم توقع ندارد؛ اما آنهائى که ریش و سبیلشان سفید هم شده، گاهى اوقات انسان مى‌بیند که بى‌انصافى میکنند؛ در بیان کردن و گفتن و حرف زدن نسبت به این و آن، بى‌ملاحظگى میکنند. مراقبت کنید بى‌انصافى نشود. بنابراین نقد مستمر، نظارت مستمر و متعادل بر اوضاع کشور، بر مدیریتها، جزو کارهاى بسیار لازم است؛ البته باید با عقلانیت و با مدارا همراه باشد، بدون افراط، بدون پرخاشگرى؛ اما نگاه نقادانه. به نظر من این هم کار لازم دیگرى است.

ارتباط با تشکلهاى دانشجوئى جهان اسلام هم کار لازمى است که یکى از دوستان در اینجا مطرح کردند؛ بنده هم تأیید میکنم. امروز در دنیاى اسلام، در ذیل بیدارى اسلامى، مجموعه‌هاى دانشجوئى - حالا چه جور تشکلى‌اند، شاید همه‌شان یکسان هم نباشد - مجموعه‌هاى فعالى هستند، قبلاً هم فعال بودند؛ بعضى‌هاشان در این حرکتها نقش‌آفرینى اساسى کردند. به نظر من با اینها ارتباط داشته باشید. دستگاه‌هاى گوناگون کشور در این زمینه باید به شما کمک کنند؛ البته ما هم سفارش خواهیم کرد.

امام خامنه ای- دیدار با دانشجویان-91/5/16

  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir

با ظهور انقلاب اسلامی و با ایجاد جریان های فکری تازه منطبق بر شریعت الهی و فطرت انسان ها در سطح جهان روز به روز ملائکه آسمان را را درخشان تر و پر زینت تر جلوه می دهند گویا نقاط تاریک دیگر جایی در آسمان وجود، ندارند،هر روز شاهد این هستیم که نوری می درخشد و نقطه ی تاریکی را از بین می برد.

یقیناٌ دورانی فرا خواهد رسید که جز نور، کسی نخواهد دید.

دوره ای فرا رسد که دشمنان اسلام و انسان حتی نتوانند حیله ای بر علیه جامعه اسلامی و انسانی طرح ریزی کنند حتی اگر به آنها تا ابد نیز مهلت دهند، زیرا دیگر راهنماها و تشویق کنندگان آنان رخت خود را از جوامع بسته اند ودیگر هیچ یار و یاوری ندارند.

مطمئن باشید به جایی خواهند رسید که حتی فکر و اراده پرتاب کردن یک سنگ را بر ضد اسلام و انسان را نخواهند داشت.

مطالبی که عرض شد جای شرح بسیار دارد که در این مقاله نمی گنجد، به امید آنکه توفیق شرح این مقاله را پیدا کنم.

از تمام عزیزان خواهش می کنم که از عالم ساختگی و نه حقیقی که بعضی از ما آن را باور کرده ایم  و جز پرورش خیالات و گرفتن مجال تفکر و تعقل ضرر های بسیار دیگری نیز دارد با عبودیت خارج شویم ،تفکر و تعقل کنیم، چشم باز کردن و گوش دادن را با هم در حقیقت تمرین کنیم تا بتوانیم سخن حق بگوییم که البته سخن فقط در لفظ نگنجد.


  • tavalod.blog.ir

نکته هایی که در اینجا قابل ذکر است:

۱. این علوم و ابزار هایی که در اینجا مد نظر است علوم و ابزار های بوجود آمده در دنیای مدرن و یا تحت تاثیر دنیای مدرن است.

۲. اکثر مواردی که ما آنها را به عنوان علوم مختلف می شناسیم در اصل همان دانش های بشری هستند که در مقاله ای جدا تا حدودی در این وبلاگ به این موضوع پرداخته ایم.

۳. منظور از اهداف در اینجا اهدافی است که در راستای هدف اصلی حیات آدمی یعنی همان عبد شدن انسان قرار می گیرد و پیامبران و اولیای خدا در دوران مختلف به شیوه های گوناگون متذکر همین موضوع به انسان ها بوده اند که البته به دلیل نبودن حکومت مستمر،پایدار و سالم واحد الهی تا ظهور انقلاب اسلامی به این هدف به صورت جدی پرداخته نشده است گرچه همه پیامبران از برای این هدف مبعوث شدند.

متوجه باشید که اگر انسان بر اساس هدف خود علمی را تولید کرد و یا ابزاری را بوجود آورد حتما آن علم یا آن ابزار او را در رسیدن به آن هدف تا حدود زیادی یاری خواهد کرد.

حال ابتدا باید بررسی شود که تا چه میزان اهداف بنیانگذاران دنیای مدرن با اهداف الهی همسنخی دارد.

. . . .

  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir

رضایت چه کسی باید در چگونگی اعمال، اخلاق و عقایدمان برای ما مهم باشد؟!

آیا باید خودمان از خودمان راضی باشیم؟! چه خودی؟! خود متصل به الله(حضرت رب العالمین) و شریعت کامل الهی (اسلام) و یا خود منفصل از خداوند و دور از وحی و الهام؟

ویا دیگران باید از ما راضی باشند، اما چه دیگرانی؟ چه کسانی؟پدر و مادر و کسانی که با خداوند و شریعت الهی مانوس هستند و یا افرادی که با غیر خدا و با شریعت ساختگی خود مانوس هستند.

یا باید حضرت رب العالمین از ما راضی باشند، افسوس که اکثر ما خدا و ربی را برای خود ساخته ایم و ساخته خیالات خود را از خود راضی می پنداریم.

حال بر اساس هر کدام از این دیدگاه ها افراد به گونه ای خاص با خود، دیگران، خدا و طبیت رفتار می کنند، حتی تفکر ها و در تنیجه تمدن ها و فرهنگ هایی بر اساس هر یک از این دیدگاه ها بوجود آمده و خواهد آمد.

تمدن غرب(فرهنگ مدرنیته و پست مدرن) یکی از این تمدن ها است که پایه تفکر و اساس شکل گیری آن بر نفس پروری خود و دیگرانی است که از حضرت رب العلمین خود را جدا می دانند . . .

  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir

استعاذه مقدمه ورود به حکومت اسلامی و پناه بردن به خدا از شر تمدن ساخته شده توسط شیاطین انس و جن است و استعاذه کل بشریت همان روی آوردن به انقلاب اسلامی و تمدن الهی است.

حقیقتاً مواردی را که شیطان برای یک فرد جلوه و زینت می دهد تا او را گمراه کند در تمدن غرب برای گمراه کردن کل بشریت بواسطه ی ابزارها، قانون ها و نظریاتی که به دور از در نظر گرفتن هدف حقیقی حیات آدمی، تحت سلطه وساوس شیطان و نفس پروری انسان جلوه کرده است و حتی گاهی به عنوان هدف و آرمان به انسان ها معرفی می شوند.

حال در بعضی از موارد این ویژگی ها شدیدتر است که حکومت، خلوت با اجنبیه و غضب از آن دسته اند؛ تمدن غرب با رشد چنین مواردی در سطح جامعه باعث گمراه شدن کل بشریت می شود و این ها را نزد تک تک افراد جامعه به عنوان مسائل اساسی و حساس بیان می کند و او را به طور کلی از یاد خدا و ارزشی که می بایست برای دستورات خدا قائل می شد تا به آن افق و مقامی که یک انسان می تواند برسد دست پیدا کند غافل می سازد، به گونه ای که خود را مستقل و آزاد می بیند و نه بنده ی خدا و همانا بنده بودن و عبد بودن را از یاد ها بیرون می برد و این است یکی از اساسی ترین سر منشأهای مشکل هایی که روز به روز انسان ها و جوامع را از پای در می آورد گرچه شاید به ظاهر متوجه نابود شدن خود نباشند و خود را نیز در حال پیشرفت بپندارند، البته که پیشرفت اما چه پیشرفتی؟ پیشرفت در ظلمات و در اعماق چاه های توی در توی!

- به کجا چنین شتابان، سرعتی از حد گذشته.

ای کمی صبر نیاز است، جانمان آتش گرفته.

- طاقت از کف بریده، جانمان دوری کشیده.

وقت وصل است ای ندیده،دیدگان کوری چشیده.

  • tavalod.blog.ir

بسمه تعالی

به حق بی دلیل نبوده است که ائمه علیه السلام نسبت به دشمن شناسی و لعنت آن ها اهمیت قائل می شدند و در کنار اکثر سلام و صلوات ها لعن به دشمنان اسلام و مخالفین رشد انسان به معنای واقعی خودش آورده اند.

حال چگونه است که ما دشمنان اسلامی و انسانی زمان خود را نمی شناسیم و یا نسبت به آنان بی تفاوت گشته ایم؟

آیا همین بی تفاوتی به رشد دشمنان ما و ضعف ما در مقابل عملکرد های آنان در این چند سال اخیر منجر نشده است، البته ضعف در برابر هجمه های فرهنگی که آنان وارد کردند.

چرا آن ها به راحتی نظریات فلاسفه و روشنفکران خود را به مرحله ظهور رساندند و در جامعه، راهبردی و کاربردی کردند ولی ما با این همه منابع غنی از جمله قرآن و احادیث، دست بر روی دست خود گذاشته ایم؟!

آیا آنان به راه خود مطمئن تر از ما هستند و یقین دارند و یا خیر، ما خیلی بی تفاوت نسبت به آینده جهان اسلام گشته ایم؟!

آیا هم اکنون برترین جنبش و حرکت، نهضت جنبش نرم افزاری که روزی به یقین همه گیر خواهد شد نیست؟

آیا تولید علم ما را از این چاه ظلمانی که ما را می خواهند به زور در آن بیندازند نجات نمی دهد؟!

چرا هم اکنون نیز کسانی از اساتید و غیره هستند که معنای این دو واژه را متوجه نشده اند و حتی گاهی بین این دو واژه که در واقع از نظر معنایی به هم خیلی نزدیک هستند، معنا ها و کاربرد های متفاوتی را لحاظ می کنند؟!

  • tavalod.blog.ir


بسمه تعالی


کاش کمی صادق بودیم، با خودمان، با دوست هایمان و با دیگران.

اگر یک بار از یکی از اون ها ناراحت می شدیم می رفتیم و می کشیدمش کنار و آروم مسئله را باهاش در میان می گذاشتیم که مثلاْ فلانی اون روز این را که گفتی من از دستت ناراحت شدم بالاخره یا من اشتباه اون حرف را متوجه شدم و یانه اون بنده خدا اشتباه کرده و یک حرف نابجا زده و یا کار اشتباهی کرده ولی این را بدانید که اکثراْ ما بر اثر سوء ظن دچار اشتباه می شویم و از دست دیگران بدون دلیل و به خاطر خیالات واهی دلگیر می شویم.

با خودمون هم صادق باشیم، خودمون را گول نزنیم بعضی از وقت ها ما به خودمون هم دروغ می گوییم.

هی می گوییم از فردا فلان کار را انجام می دهیم و یا فلان کار را دیگر انجام نمی دهیم.

دیگر بس است تا کجا می توانیم اینگونه پیش برویم؟!

باور کنیم به جایی می رسیم که دیگر این افکار اصلاْ به ذهنمان هم خطور نمی کند.

حال یا به کمالات عالیه رسیده ایم و یا در خیالات خود غرق شده ایم.

  • tavalod.blog.ir

در این هفته ای که گذشت، وقتی از خیابان های شهر عبور می کردم می دیدم که رفت وآمد ماشین ها خیلی کند شده دیگه خیابان ها ظرفیت این همه ماشین را که روز به روز داره به تعداد آنها افزوده می شه را نداره.

حداقل فکر کنم که باید چند لاین دیگه به هر جاده و خیابان اضافه کنند تا اینکه هر نفر به راحتی بتواند از آن ها عبور کند.

امروز توی همین فکر ها بودم که به نظرم آمد اگر وضع به همین صورت پیش برود تا چند سال آینده از یک شهر فقط جاده هایش به چشم می خوره و اکثر شهر را باید آسفالت پوش کنند و یا در واقع اکثر طبیعت را زیر آسفالت ها پنهان کنند حالا برج ها و آپارتمان ها بماند که اصلا نمی گذارند آدم بفهمد کی آفتاب طلوع می کند، کی غروب می کند،صبح و ظهر و عصر برایمان یکی شده است، فقط روز و شب را متوجه می شویم!

چند هفته پیش هم که می گفتند هوا آلوده است کسی بیرون نرود!

بد بخت آن بیچاره ای که فکر می کند با بیرون نرفتن از خانه، هوا تمیز می شود، آیا واقعاْ راه حل همین است و یا باید عمیق تر و ریشه ای تر این مسائل را حل کرد؟!

چه شده که وضع بشر به اینجا رسیده؟!

تا به حال پشت ترافیک سنگین در حالی که راننده هستید به دام افتاده اید؟! اما به دام چه کسی؟!

چرا اینقدر ما در این حالت و یادر حالی که پشت چراغ قرمز هستیم صبر کردن دشوار شده؟!

آیا کمی فکر نمی کنید؟!

  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir
  • tavalod.blog.ir


هو العلیم

تنظیم

احادیث و قرآن برای تنظیم امور بشر است، اسلام برنامه دارد، تز دارد، اسلام به گونه ای است که برای تربیت انسان از قبل از تولد در موقع انعقاد نطفه تا پس از مرگ، چگونگی خاکسپاری و دفن و . . . برای هر فرد برنامه دارد.

اکثر کتاب های احادیث موجود ما بیشتر در مورد روش های اداره کردن یک جامعه و بیانگر چگونگی تعاملات افراد و ارتباط صحیح شان با خود، با دیگران، با طبیعت و محیط پیرامونشان و با خدا است؛ در تمام امور از جمله سیاست، اقتصاد، مدیریت، آداب معاشرت و . . . برنامه دارد.

باید با تلاش، کوشش، برنامه ریزی صحیح و با قلبی پاکیزه از هرگونه گناه و معصیت راه و روش زندگی و قوانینی را در همه ابعاد مطابق با زمان حال خودمان و به شیوه ای ساده و روان از دل این کتب بیرون آوریم و پس از تبیین و تدوین آنها را در اختیار عموم قرار دهیم.

باید چهار چوب فکری ما به گونه ای شود که بتوانیم برنامه زندگی جامعی از بطن قرآن و احادیث بیرون آوریم؛ باید بدانیم و بررسی کنیم که ویژگی یک انسان الهی که در قرآن و احادیث آمده چگونه است، آن ها را بررسی کنیم.

الآن یک حرکت اصلی در عالم هستی در حال جریان است و آن حرکت اصلی انقلاب اسلامی است. باید خود را با این حرکت بزرگ و فراگیر هماهنگ کنیم و در جاری شدن بیشتر این حرکت در تمام هستی، تلاش بیشتری بکنیم.

  • tavalod.blog.ir


هو العلیم

هماهنگ اول

این جهان نظام خاصی دارد که باید خود را با آن هماهنگ کنی!

آیا این جهان را فقط در ظاهر خلاصه می کنی؟! و یا متوجه به باطن آن نیز هستی؟!

آیا کمی درباره خود اندیشیده ای ؟! متوجه شدی که خود دارای یک ظاهر و باطنی هستی؟!

ای عزیز من بدان و آگاه باش که تمام عالم هستی دارای یک ظاهر و باطنی است؛ ظاهر آن را باچشم سر می توان دید ولی برای دیدن باطن باید با چشم قلب را باز کرد.

چشم قلب باز نخواهد شد مگر با نور حق. چون تجلی کرد نور حق به قلب تو، چشم قلب باز می شود در کشف آن .

حال تا غریبه باشی با باطن اش و چشم دل بسته باشی، ممکن نیست که خود را بتوانی با باطن آن هماهنگ کنی.

پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) چون با این باطن آشنا هستند یک سری دستوراتی را به ما می دهند که اگر آن ها را عمل کنیم، با آن باطن هماهنگ می شویم و در مسیر درست حرکت می کنیم ( عمل به تشریعات برای وصل به تکوینات عالم هستی).

تمام عالم هستی به سمت یک هدف در حال حرکت است و باطن آن ها نیز نسبت به آن هدفی که در پیش دارند هر روز در حال کامل شدن است، اگر ما خلاف آن سیر اصلی و حقیقی عالم هدفی را برگزینیم به معنای آن است که در ظاهر و باطن به دشمنی و مقابله با کل عالم هستی برخواسته ایم، پس چگونه انتظار داریم که آن ها نیز بر علیه ما قیام نکنند و به صورت تام تحت اختیار ما باشند، همین که الآن می بینید عالم طبیعت بر علیه ما قیام کرده است و دیگر بستر مناسبی برای ما مانند قرن های پیش نیست به خاطر اعمال و رفتار خودمان است.

  • tavalod.blog.ir